|
سلام عزيزان بعد يه مدت استراحت دوباره اومديم خدمتتون ميدونين امروز چه روزيه؟ بله ...اونايي كه وب مارو دنبال ميكنن ميدونن كه امروز اولين سالروز
ورود ما به جمع بلاگر هاست تو اين يه سال لحظات تلخ و شيرين زيادي رو تجربه كرديم و همچنين
دوستاي خيلي خوبي مثه آبجي ستاره ؛شيدا جون؛مينا ؛ داش حامد
و...(آشناي ما با آبجي عسل و حميد جونم تو نت بود نه بخاطر بلاگ
) وخيلي از عزيزان ديگه اي كه اگه بخوام اسمشونو بگم ساعتها طول
ميكشه واقعاً خوشحالم كه تو اين فضاي مجازي دوستاي حقيقي زيادي پيدا كردم و يه دفترچه خاطراتي كه همه بتونن بخوننش از همه عزيزاني كه هميشه به ما لطف داشتن و به ما سر ميزدن ممنونم
حتي بابت انتقادات و پيشنهاداتشون ما هم تا اونجايي كه تونستيم سعي كرديم
ترتيب اپر بديم اگه ميبينين كه بعضي هاش عمل نشده واسه اين بوده كه
احساس مي كرديم كارمون درسته و حرف نداره(حرفيه؟). حالا گرفتين امروز چه روزيه؟ ... بس كه خنگين نه؛نه خير امروز سالگرد تولد بچه مون(وبلاگو ميگم بابا iq ها)هست؛ولي فقط اين نيس كه امروز روز تولد مهتاب جونمه (حالا خدارو شكر دوريم وگرنه كلي پياده ميشدما...فكر كنين من
اهواز بودم الان به مهتاب ميگفتم بريم تولدتو جشن بگيريم...خوب شما
با داشتن خواهر كنه اي مثه مليكا ميشد اونو نبرين؟...اگه نميبردين كه
پته شما روي آب بود.حالا فرض رو روي اين گذاشتم كه ياسي يه كم
شعور داره ميفهمه تلپ شدن زشته ها(يه چند لحظه صبر كنين ببينم اصلا
فرضم درست بوده؟)حالا با جاي شكرش باقيه وگرنه واسه تولد مهتاب
هم شده واسه ستاره و عسل هم بايد كادو ميفرستادم(امان از دست
اينا...آخه چه ربطي به شما داره؟)در مجموع خدايا خيلي لطف
كردي...فكر ميكنين من اصفهانيم؟نه بلا به دور) خدا رو شكرم اينا اهل شمال اومدن نيستن وگرنه به اندازه خرج يه
عروسي پياده ميشدم... ... تقويم تاريخ... در چنين روزي من وبلاگ قبليو به خاطر مهتابم زدم مناسبتشم اين بود ... تولد مهتابه باباااااااااااااااا تولدت مبارك...تولدت مبارك بيا شمعهارو فوت كن كه برق دوباره اومد به سلامتي وارد 20اٌمين سال زندگيت شدي و 20تا بهارو زمستونو پشت سر گذاشتي (منظورم
اين بود...20سالت شده؛خجالت بكش يه كم شخصيتبه نداشتتو حفظ
كن) `پارسال اين وبو زدم كه به همه ثابت كنم چقدر دوسش دارم (حالا گير
ندين يه وب ديگه بود اثاث كشي كرديم اومديم اينجا).خود منو سارا جون
گفت بيا بلاگر شو .دنياي مجازي به نو احتياج داره و اينا...بعد يه
مدت از مهتاب دعوت كردم بياد تو وبي كه متعلق به خودش بود بنويسه(
همون منظورم اينه كه آره ديگه خسته شده بودم و زورم ميومد هي پست بدم
گفتم به من چه ...تو وب دارم از اون تعريف ميكنم ديگه واسه چي
سختي هاش واسه من باشه؟و اينا).بعد يه كم ناز و عشوه كه رسم همه
خانوماست فكر كنم قبول كرد ... حالا كار به جايي رسيده كه حالا
همه مهتاب خانومي رو ميشناسن اما كيه كه پسر تنها به گوشش خورده
باشه..بابا منم هستم .بي محلي نكنين عقده اي ميشما..من اگه دختر
فراري نشدم نامردم؛حالا ميبينين؛همون خانومي كه ميگفت من بلد نيستما(
خيلي خوب حالا ..دور ور ندار).
و همه اينارو گفتم كه بگم مهتابم دوستت دارم اگر چه از من دوري...واسم عزيز تريني

نه به ابر نه به آب نه به اين آبي آرام بلند من مناجات درختان را هنگام سحر نفس پاك شقايق را در دامن كوه رقص عطر گل يخ را با آب همه را ميبينم ميشنوم من به اين جمله نمي انديشم به تو مي انديشم
اي سراپا همه خوبي تك و تنها به تو مي انديشم همه وقت همه جا من به هر حال كه باشم به تو مي انديشم تو بدان اين را تنها تو بدان تو بمان با من تنها تو بمان به تو مي انديشم اي سراپا همه خوبي تك و تنها به تو مي انديشم جاي مهتاب به تاريكي شبهام تنها تو بتاب من فداي تو به جاي همه گلها تو بخند من همين يك نفس از جرعه جامم باقيست آخرين جرعه اين جام تهي را تو بنوش پاسخ چلچله هارا تو بگو قصه ابر و هوا را تو بخوان تو بمان با من تنها تو بمان
به تو مي انديشم
اي سراپا همه خوبي تك و تنها به تو مي انديشم...
 روز زن هم به همه شما عزيزان مبارك(اميدوارم همه دخترا ياد بگيرن يه
كم هم خانوم بشن...آمين(من كه فكر نكنم)).
براي اينكه سو تفاهم ها رفع بشه و باز تو كامنت ها سوال نكنين ميگم من محمد ؛ به تازگي 22 ؛از بندرگز(استان گلستان). و مهتاب جون هم از اهواز
پ.ن:اين پست طنز بود يا تبريك تولد ها ؟ دوستتون دارم من ؛خدا نگهدارتون.
اينم از طرف آجي ستاره
شب تولد تو ستاره ها رو تک تک........
.......به عشق تو شمردم تولدت مبارک
(باز اين يه بيت شعر گفت اسم خودشم توش آورد )
|