|
محمد جونم تولدت مبارک
چو گلها سراپا نشاط و شوری ، تولّدت مبارک ، تولّدت مبارک بهار امیدی ، همه سروری، تولّدت مبارک ، تولّدت مبارک گل من ! چشم دلم از تو روشن شکفتی زیباتر از گل به گلشن نشستی ، چون لاله در باغ هستی ، تویی تو ، بهانه ی هستیِ من دور ، از هر ، بلایِ ، خزانی بمانی ، با شور و نشاطِ جوانی بمانی گل ، باشی ، که در جمع یاران نشینی ، در عالم ، به جز روی شادی نبینی

روییدنت را به تماشا نشسته بودم و جوانه زدنت را و تو در ناگهانی ترین نگاه،تناور شدی. گل دادی وشکوفه های عشق سراپایت راپوشاند.ومن تنهاترین بودم بی یاور. آمدی با یک بغل امید و عشق. در بن بست خاطراتم بیتوته کردی و با سرانگشتانت به شیشه غبار گرفتهً قلبم تلنگر زدی. و من تهی شدم از رویاهای شبانه.فریاد زدم،شاید هم گریه کردم از سر ذوق. حالا حضور سبزت آرامشم می دهد.شکوفه های عشق را می بویم و آرام می گویم
دوستت دارم

وقتی مهتاب ازپیچک های باغچه ی امید بالا می رود، تو در قلب من شکوفا می شود. تویی که از هر گلی زیباتری.دیوانه وار دوستت دارم و سالروز به گل نشستنت را با هزاران شاخه گل یاس و قلبی پر از عشق شاد باش می گویم.

تقدیم به محمد جونم 
کسی که بیش ازهزاران هزارستاره ی کویری دوستت دارد : مهتاب
|